السيد محمد صادق الروحاني
53
نظام حكومت در اسلام (فارسى)
سلطان و اگر چنين كارى كردند ، بايد از آنها بر دينتان بترسيد و پرهيز كنيد . امانت از ماده « امن » است به معنى سكون خاطر و عدم خوف ، و آن عبارت است از چيزى كه نزد كسى گذاشته مىشود به واسطه آنكه او مورد اعتماد است - كه گاهى مال است و گاهى علم - و كسى كه امانت نزد او مىباشد امين ناميده مىشود . البته دو حكم متوجه امين خواهد بود : يكى لزوم حفظ امانت و ديگرى وجوب رد امانت به اهلش . در اين روايت پيامبر گرامى اسلام فرموده است فقيه امين پيغمبر است ، امانتى كه نزد فقيه است و پيغمبر به او سپرده عبارت است از علم و احكام و معارف الهى ، بنابراين فقها مأمورند به حفظ احكام و رساندن آنها به مردن و اجراى آنها . و چون احكام شرعى اختصاص به عبادات و به معاملات ندارد بلكه از جمله آنها احكام سياسى مربوط به اداره جامعه اسلامى و برپا داشتن نظام عادلانه است ، اگر كسى بخواهد امانتدارى كند به غير آنكه با نيروى حكومت اين كار را انجام دهد راه ديگرى نيست ، همان نحوى كه امام هشتم ( عليه السلام ) در خبر فضل بن شاذان در مقام بيان علل احتياج را علم فرمود : ومنها انّه لو لميجعل لهم اماماً قيّما أميناً حافظا مستودعاً لذريت الملّة و ذهب الدين و غيّرت السنن و الاحكام و لزاد فيه المبتدون و نقص منه الملحدون و شبّهوا ذلك على المسلمين ؛ « 1 » يعنى از جمله علل و دلايل اين است كه اگر براى ملّت ، امامِ برپا نگهدارنده نظم و قانون ، خدمتگزار امين و نگاهبان پايدار و امانتدارى تعيين نكنند ، دين به كهنگى و فرسودگى دچار خواهد شد و آيين از ميان خواهد رفت و سنن و احكام اسلامى دگرگونه و وارونه خواهد گشت و بدعتگذاران چيزها در دين خواهند افزود و بىدينان چيزها از آن خواهند كاست ، و آن را براى مسلمانان به گونهاى دگر جلوه خواهند داد تا آنكه در آخرِ خبر مىفرمايد : اين تغيير سبب فساد همگى مردمان و بشريت به تمامى است .
--> ( 1 ) . عللالشرائع ، 1 / 183 ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 101 .